X
تبلیغات
ساوالان یئلی

ساوالان یئلی

الله منی آنا دیلیمنن و آتا یوردومنان آیری سالما

سوری

سوری نام آشناترین زن اردبیل است. سراغش را از هر پیر و جوان، زن و مرد اردبیلی بگیری بی‌خبر نیست . سوري دختر ساده‌ و معصومي از روستاي «الموت» قزوين بود كه عاشق سربازمعلم جوان‌شان مي‌شود. در حالي كه اين معلم قبلا ازدواج كرده و خانواده تشكيل داده، به اين دختر ساده و زودباور روستايي دروغ مي‌گويد. روزي اين معلم با اتمام مدت ماموريت عازم شهر خود، اردبيل مي‌شود. تا چند ماه بعد نيز نامه‌نگاري از سوي اين دو ادامه داشته تا اينكه ديگر جوابي از سوي آن معلم به نامه‌هاي سوري داده نمي‌شود. دختر بيچاره كه ديگر تاب و تحمل اين بي‌خبري را ندارد و نگراني از سرنوشت معشوق روزگارش را سياه كرده خانواده و روستاي خود را رها مي‌كند و عازم شهر اردبيل مي‌شود. پرسان پرسان به در خانه معشوق مي‌رسد. در مي‌زند و زني جوان از خانه بيرون مي‌آيد. وقتي سراغ معلمش را از او مي‌گيرد زن جوان با تعجب از سوري مي پرسد: «شما با شوهرمن چكار داريد؟» سوري در مي‌يابد كه در تمام اين مدت معلم به او دروغ گفته است! ديگر روي برگشتن به خانه و روستاي خود را ندارد. كسي به درستي نمي‌داند چند دهه از آن روزها گذشته است، اما حداقل سي سالي است كه كوچه‌ها و خيابان‌هاي شهر اردبيل حتي در زمستا‌ن‌هاي پر از برف هم ميزبان دختر روان‌پريشي است كه حالا ديگر پيردختري شده. مردم با مهرباني با او كنار مي‌آيند. به او غذا مي‌دهند و با لباس‌هاي مناسب مي‌پوشانندش. اما بعضي وقت‌ها گويي كه موج عشق تمام وجودش را گرفته باشد، تند و جامه‌دران كوچه‌ها و خيابان‌ها را در پيش مي‌گيرد و به اين و آن بد و بيراه مي‌گويد. اما اين همه دليلي نمي‌شود تا مردم دوباره به او خوبي نكنند و عزيزش ندارند. مي‌گويند گاهي هم گويا كه درِ خانه معشوقش را به خاطر داشته باشد به سراغ او مي‌رود، مدتي در كوچه يار پرسه مي‌زند و بر مي‌گردد. (شعرا در موردش شعر گفته اند و نشریات در موردش نوشته اند اما مگر اینهمه دردی از او دوا می کند.)حکایت را چند سال پیش استاد "عاصم اردبیلی" یکی از شاعران برجسته معاصر به صورت نظم و در کمال زیبایی نوشته است.



فلکین قانلی الیندن بیر آتیلمیش یئره اندی،
بیر فلاکت آنانین جان شیره سیندن سودون امدی،
بوللو نیسگیل شله سین چیگنینه آلدی .
تای توشوندان دالی قالدی،
ساری گول مثلی سارالدی.
گونو تک باغری قارالدی.
خان چوبانسیز سئله تاپشیرسین اوزون،
یوردوموزا بیر سارا گلدی.
بیر وفاسیز یار الیندن یارا گلمز سانا گلدی.
بیر یازیق قیز ، جان الیندن جانا گلمز جانا گلدی.
کئچه جکده “الموت” دامنه سیندن بورایا درمانا گلدی.
بیرآدامسیز “سوریآدلی، الی باغلی، دیلی باغلی!

سوری” کیم دیر؟
سوری بیر گول دی جهنمده بیتیبدیر .
سوری بیر دامجی دی، گوزدن آخاراق اوزده ایتیبدیر.
سوری یول- یولچوسودور، ایری ده یوخ ،دوزده ایتیبدیر.
سوری، بیر مرثیه دیر اوخشایاراق سوزده ایتیبدیر.
او کونول لرده کی ایتمیش دی ازلدن، اودو گوزدن ده ایتیبدیر.
سوری بیر گوزلری باغلی، اوزو داغلی سوزوداغلی،
اولوب هاردان هارا باغلی!
بوشلاییب دوغما دیارین، اوموب البته یاریندان.
ال اوزوب هر نه واریندان.
قورخماییب،شهریمیزین قیشدا آمانسیز بورانیندان، نه قاریندان.
گزیر آواره تاپا، یاندیریجی دردینه چاره، تاپابیلمیر.
چوخ سئویر عشقی باشیندان آتا، آمما آتا بیلمیر.
اووا باخ آووچی دالینجا قاچیر، آمما چاتا بیلمیر.
ایش دونوب، لیلی توشوب چوللره مجنون سوراغیندا.
شیرین الده تئشه، داغ پارچالاییر فرهاد اوتورموش اوتاغیندا.
تشنه لب قو نئچه گور جان وئری دریا قیراغیندا.
گوزده حسرت یئرینی خوشله ییب ابهام دوداغیندا.
وارلیغین سون اثری آز قالیر ایتسین یاناغیندا.
سانکی بیر کوزدی بورونموش کوله وارلیق اوجاغیندا.
کوزه ریر پیلته کیمین، یاغ توکه نیب دیر چراغیندا.
بوی آتیر رنج باغیندا. قوجالیر گنج چاغیندا،
بیر آدامسیز، سوری آدلی، الی باغلی، دیلی باغلی!

سوری جان !
اومما فلکدن ، فلکین یوخدو وفاسی،
نه قدر یوخدو وفاسی، او قدر چوخدو جفاسی،
کوهنه رقاصه کیمین، هر کسه بیر جوردی اداسی،
او آیاقدان دوشه نی، ایستیر آیاقدان سالان اولسون.
او تالانمیش لاری ایستیر گونو- گوندن تالان اولسون.
او آتیلمیشلاری ایستیر هامیدان چوخ آتان اولسون.
او ساتیلمیشلاری ایستیر قول ائدرکن ساتان اولسون.
نئیله مک قورقو بوجوردور .
فلکین نظمی ازلدن اولوب اضدادینه باغلی.
قاراسیز آغلار اولانماز،
دره سیز داغلار اولانماز.
اولو سوز ساغلار اولانماز.
گره ک هر بیر گوزه له بیر دانا چیرکین ده یارانسین،
بیری انسین یئره گوکدن، بیری عرشه اوجالانسین.
بیری چالسین ال آیاق غم دنیزینده،
بیری ساحیلده سئوینج ایله دایانسین.
بیری ذلت پالازین باشه چکیب یاتسادا آنجاق،
بیری نین بختی اویانسین .
بیری قویلانسادا نعمت لره یئرسیز،
بیری ده قانه بویانسین.

آی آدامسیز سوری آدلی، ساچلاریندان دارا باغلی!
نئیله مک ایش بئله گلمیش. چور گلنده گوله گلمیش.
فلکین ایری کمانینده اولان اوخ آتیلاندا دوزه دگمیش،
دیلسیزین باغرینی ده لمیش.
ایری قالمیش، دوزو اگمیش.
اونو خوشلار بو فلک،
ائل ساراسین سئللر آپارسین،
بولبول حسرت چکه رک گول ثمرین یئللر آپارسین.
قیسی چوللرده قویوب
لیلی نی محمللر آپارسین،
خسرووی شیرین ایلن ال اله وئرسین، کئفه دولسون،
سوری لار سولسادا سولسون،
بیری باش یولسادا یولسون،
سیقسا بیر اولدوز اگر اولماسا اولدوزلار ایچینده،
بو سماء ظولمته باتماز.
داش آتان،کول باشی قویموش،
داشینی اوزگه یه آتماز.
سن یئتیش سون هدفه،
اوندا فلک مقصده چاتماز،
داها افسانه یاراتماز.

سوری،ای باشی بلالی،زامانین قانلی غزالی.
سوری بیر قوش دی خزان آیری سالیبدیر یوواسیندان،
ال اوزوبدور آتاسیندان،
جوجه دیر حیف اولا سود گورمه ییب اصلا آناسیندان.
او زلیخا کیمی یوسف ایی ین آلمیر لباسیندان.
بونا قانع دی تنفس ائله ییر یار هاواسیندان.
درد وئرن درده سالیب آمما خبر یوخ داواسیندان
آغلاییب سیتقایاراق بهره آپارمیر دوعاسیندان.
او بیر آئینه دی رسسام چکیب اوستونه زنگار،
اوندا یوخ قدرت گفتار،
اوزو چیرکین، دیلی بیمار،
گنج وقتینده دل آزار،
گوره سن کیم دی خطاکار،

گوره سن کیم دی خطاکار

قرار یکی از دوستان این شعر رو دکلمه کنه و به من هم اجازه داده که تو وبلاگ برا دانلود بذارم 

باشد که در نظر ها خوش آید



+ نوشته شده در  ساعت   توسط دنیز قیزی  | 

ساری گلین یعنی چی؟

  ساری گلینراز ترانه محبوب ساری گلین :عروس زرد یا خورشید

ساری گلین یعنی عروس زرد یا عروس موطلایی که در افسانه‌های آذربایجان اشاره به خورشید است) یکی از تصنیف‌های فولکلور آذربایجان است.براساس افسانه،خورشید در سه هزارمین سال خلقت دزدیده میشود.تلاش برای آزادی خورشید و حسرت آن در موسیقی آذربایجانی ماتریالیزه شده است. برای ساری گلین در آذربایجان رقص زیبایی وجود دارد که حرکات آن حس تمنا و خواستن را در انسان زنده میکند. دستها به سمت آسمان باز میشود و با ملودی نرم ۴/۳ حرکات پا و دست انجام میشود.



تاریخچه ساری گلین

یافته های باستان شناختی در سال ۱۳۷۶ از منطقه سؤنگؤن در شهرستان ورزقان، استان آذربایجان شرقی، قدمت این رقص باستانی را به هزاره های قبل از میلاد می برد. بنا به تفسیر محقق برجسته اساطیر و هنر آذربایجان، میرعلی سیدسلامت، این رقص مراسم آزاد کردن خورشید از اسارت است (سیدسلامت ۱۳۸۲). همچنانکه در تصویر سنگ نگاره دیده می شود، انسانی در سمت چپ دستی بر شانه به نشانه ایثار و اهریمنی در سمت راست خورشیدِ اسیر را در دست دارد. رقص ساری گلین، رقص مبارزه برای رهایی خورشیدی است که اهریمن آن را به اسارت برده است. انسانی که برای رهایی آن آمده، چنان شیفته خورشید است که حاضر به فدای جان خویش در راه رهایی آن است. هنر آذربایجان در انواع خود این اندیشه رهایی بخشی به دیگری را بازنمود می سازد: هنر صخره ای با نگاره رقص ساری گلین، هنر موسیقی با آهنگ ساری گلین، هنر رقص با رقص ساری گلین، هنر گلیم بافی با طرح های خورشید اسیر. (اصغر ایزدی جیران) بنابراین می توان گفت هنر آذربایجان، هنر رهایی بخش است. آزادی نتیجه این هنر رهایی بخش است. آزادی ای که خود مبنای کنش هنری است. ترانه ای مردمی که بر ساکنین منطقه آذربایجان تداعی گر هنر رهایی بخشی است که از ایثار به رهایی می انجامد

شعر و متن آهنگ ترکی آذربایجانی

ساچین اوجون هؤرمزلر؛

گولو سولو (قونچا) درمزلر

ساری گلین

بوسئودا نه سئودادیر ؟

سنی منه وئرمزلر

نئیلیم آمان، آمان

ساری گلین

بو دره نین اوزونو،

چوبان قایتار قوزونو،

نة اوْلا بیر گون گؤرم

نازلی یاریمین اؤزؤنو

نئیلیم آمان، آمان

ساری گلین

عاشیق ائللر آیریسی،

شانا تئللر آیریسی،

آیریسی بیر گونونه دؤزمزدیم؛

اوْلدوم ایللر آیریسی

نئیلیم آمان، آمان

ساری گلین

 


اما در موسیقی هم میتوان از ساری گلین رد و پایی پیدا کرد.آهنگ و موسیقی ساری گلین سالهای سال سینه به سینه به ما رسیده و ساری گلین از تصنیف های فولکولور آذربایجان محسوب میشود.خواننده های بسیاری این آهنگ و شعر را خوانده اند و به آن افتخار میکنند، از آن جمله میتوان به قدیر رستمف اشاره کرد.همچنین حسین علیزاده نوازنده مشهور تار در آخرین آلبوم خود به نام به تماشای آبهای سفید(با نام انگلیسی Endless Vision) این قطعه را همراه با جیوان گاسپاریان اجرا کرده که در آن ایلقار مرادوف همراه با افسانه رسایی شعر آن را میخوانند.البته در ادامه قطعه جیوان گاسپاریان آن را به زبان ارمنی و سپس به زبان فارسی شعری با همین موسیقی خوانده میشود.توصیه میکنم حتما به ساری گلین در آلبوم حسن علیزاده گوش کنید.مطمئنم شما هم به اندازه من لذت خواهید برد.

    بودرنین، اوزونو، چوبان قایتار، قوزونو، ساری گلین
    نه اولا بیرگون، گورم، اوزیاریمین، اوزونو ، آخ
    نئنیم آمام آمان، نئنیم آمام آمان، ساری گلین

گل سرخ کاشتم خار روئید، عشق من دریغا، ای دریغا…
دختر کوهستان، دختر زیبا، غزال زیبا، رفت و یار دگر گرفت
مادرت بمرد، دختر کوهستان دختر زیبا، دختر مارال غزال زیبا، رفت و یار دگر گرفت
مادرت بمیرد، دریغا ای دختر کوهستان، دردت به جانم، دریغا چه کنم

    دامن کشان، ساقی می خواران، از کنار یاران، مست و گیسوافشان، می گریزد
    بر جام می، از شرنگ دوری، بر غم مهجوری، چون شرابی جوشان، می بریزد
    دارم قلبی ، لرزان ز رهش ، دیده شده نگران
    ساقی می خواران، از کنار یاران، مست و گیسوافشان، می گریزد …

افسانه دیگری هم درباره اهنگ ساری گلین:
سارا در آذربایجان سمبل ظلم ستیزی ست. سارا در منطقه ای از ارسباران به دنیا آمد. در خانواده ای ایلاتی و عشایری. دنیا آمدنش مساوی بود با از دست دادن مادرش. و سارا شد تمام دنیای پدر … و بعد از مدتی که زیبایی ظاهر و باطنش صد چندان شد. تبدیل به دلخوشی طایفه و تبار خود شد. در این مدت همبازیش پسری بود که از او اسمی به جز خان چوپان (البته اسم واقعی او ایدین بوده ولی به دلیل شغل وکارش به خان چوپان اشتهار پیدا کرده) در تاریخ ما نمانده است. شهره ی زیبایی سارا در همه جا پیچید….. روزی که خان منطقه برای سرکشی به ارسیاران آمده بود سارا را دید….. و چیزی که نباید می شد….. شد. خان به خانه که رسید به کارگزارانش دستور داد سارا را برایش بیاورند. وقتی خبر به سارا رسید مخالفت کرد. خان متوسل به زور شد -خان چوپان آن موقع در چراگاه بود -خلاصه خان به وسیله ی زور سارا را با خود برد. اما وقتی به رودخانه ای به نام آرپاچایی رسیدند … سارا برای اینکه نشان دهد با ظلم سر جنگ دارد خود را به موجهای خروشان آرپا چایی سپرد … و الان سالهاست که در آغوش آرپاچایی ست….

دانلود اهنگ ساری گلین :حسین علیزاده +گاسپاریان (به سه زبان فارسی- اذری- ارمنی )

دانلود

آهنگ زیبای ساری گلین با صدای استاد عالیم قاسیموف، (Alim qasimov) و با همخوانی گروه هیلیارد، خانم Sainkho Namtchylak (فکر کنم از کشور قزاقستان) و دختر استاد قاسیموف، فرغانه قاسیمووا،. موسیقی ای که خواهید شنید برای سازمان یونسکو و در یک کلیسا در کشور سوییس خوانده شده است.  فرم کلاسیک آهنگ ساری گلین متفاوت با فرمی است که در آهنگ می شنوید.

دانلود کنید

آهنگ جدید و بسیار زیبای Safura Alizadeh با نام Sari Galin

اجرای متفاوتی از ترانه فولکلوریک ساری گلین توسط صفورا علیزاده

دانلود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دنیز قیزی  | 


 

tar4 دانلود آهنگ بی کلام ساری گلین ساز سه تار

 
 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دنیز قیزی  | 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دنیز قیزی  | 

                                              

           

                                              

                آنادیلیم  

                                              

             آنا گولدور٬ بير گون سولار(مادر مثل گل روزی پژمرده میشه)                                      

           آنا ديلى شيرين اولار    (زبان مادری شیرین می شود)          

       

          بيزيم توركو شيرين ديلدير  (زبان تورکی ما زبانی بس شیرین است)                            

          خوش صدالى٬ زنگين ديلدير (خوش صدا واهنگین است)                 

         

         ديل گونشدير٬ ايشيق ساچار (زبان مثل خورشید که همه جا نور افکنی می کند)                  

                         آزادلیغا قاپی آچار (به روی ازادی در باز می کند)                        

                                                       

 









                                                 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دنیز قیزی  | 

 آنا یوردوم ، آذربایجان

بیر اوشاغام، آنام ســـن ســــن(من يك بچه ام و مادرم تويي)

خسته اولسام، داوام سن سن(اگر مريض بشوم،دارويم تو هستي)

آغاج اولسام،هاوام ســــن سن(درخت باشم،هوا ونفسم تويي)

اورک ائــــویم سنســـیز تــــالان(خانه دلم بدون تو ويرانه هست)

آنا یوردوم، آذربایجان(سرزمين مادري ام ،آذربايجان)

جئیران اولسام ، سن داغیمسان(اگر آهو باشم،تو كوه مني)

بولبول اولسام،سن باغیمســــان(اگر بلبل باشم،تو باغ مني)

سونبول اولسام،تورپاغیمـــــسان(اگر گندم باشو،تو خاك مني)

ســــرین سولار،سندن آخـــــان(اي جاييكه چشمه هاي سرد از تو روان ميشود)

آنا  یوردوم آذربایجان(سرزمين مادري ام،آذربايجان)

آغ بـــــــولوتلار، یور قانیندی(ابرهاي سفيد،لحاف و روانداز تو است)

مـــــرد اوغوللار قوربانیـندی(فرزندان مرد وعيار قربان تو است)

یول گورسدن ، قورآنینـــدی(و قرآني كه راه را نشان ميدهد)

دوشمن لری ، درده سالان(اي كسيكه دشمنان را به درد مي اندازي)

آنا یوردوم آذربایجان(سرزمين مادري ام،آذربايجان)

من آرازام ، ســن خزرسن(من آراز هستم(ارس)،تو خزر هستي)

آغیزلاردا، چوخ گـــــزرسـن(در زبانها وحرفها هميشه مي گردي)

هر آفت دن ، بر حذر سـن(از هر آفتي،به دور هستي)

قار-یاغیشلار ، سنه یاغان(بارانها و برفها ،براي تو مي بارد)

آنا یوردوم ، آذربایجان(سرزمين مادري ام،آذربايجان)

قول-قانادیم ، هوسیم سن(بال وپرم،هوسم)

یورولمایان ، نفسیم ســـن(نفس خستگي ناپذيرمن)

من اوره یم ، قفسیم سن(من دل هستم وتو قفسم)

منه دایاق ، کومــک دوران(برمن تكيه داده اي و كمك مني)

آنا یوردوم ، آذربایجان(سرزمين مادري ام،آذربايجان)

من قوش اولسام ، سن پریم سن(اگر من پرنده باشم توبال من هستي)

زرگـــــر اولسام ، ســـن زریم سن(اگر طلا فورش باشم،طلاي مني)

عاشیق اولسام ، دیل بریم ســـن(اگر عاشق باشم،دلبرم تو هستي)

عاشیق لری ، ســــای سیز اولان(آنكه عاشق هايش بيشمار هست)

آنا یوردوم ، آذربایجان(سرزمين مادري ام،آذربايجان)

گوزَللــــــرین ، گوزَلی ســـن(زيباي زيباترين هايي)

داد لی-دوزلـــو مزه لی سن(با مزه و با نمك و شيريني)

شاعیرین شعر ، غزلی سن(غزل و شعر شاعراني)

آدین سنـین ، دیلــــده قالان(اي كه اسمت در زبانها مي ماند)

آنا یوردوم ، آذربایجان(سرزمين مادري ام،آذربايجان)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دنیز قیزی  | 

    

  تبریزیم جان تبریزیم

     سنه قوربان تبریزیم                                               

         دوشمنه بویون ایمه                                          

               مرد اول دایان تبریزیم                                      

                                                        

   

بوردا یولوم اولدو تن                                                            

          وارمی بو یولدان اؤتن                                                          

                  بو دونیادا شیرین شئی

                                      بیر آنادیر؛ بیر وطن                                                                                      

 

                                                                      عزیزیم سنی تبریز

                                                                       ائل سئوه ر سنی تبریز

                                                                      آل قوینونا عزیزله

                                                                     آنا تک منی تبریز

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دنیز قیزی  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دنیز قیزی  | 

ملی رقصیلر

 

  "رقص ملی"، تجلی گاه فرهنگ آذربایجان

 

 

تاریخ از دو تا سه هزار سال قبل از میلاد، شاهد حضور رقص در سرزمین آذربایجان بوده است. رقص ابتدائی، با ایماء و اشاره (پانتومیمی) که در ارتباط متقابل با محیط کار، جان گرفت و هموار تحت سلطه شرایط معیشتی قرار داشت.

قومی که با شکار حیوانات گذران زندگی می کردند، رقصی از خود به نمایش می نهادند که حرکات نرم و جذاب به کار رفته در آن رنگی از سحر و جادو داشت.

حرکات آروزمندانه کشاورزان برای وفور محصول، که همواره با نوای ساز همراه بوده، حالاتی مشابه برادشت گندم یا چیدن انگور را به نمایش می گذاشت و این دلیلی است روشن برای استمرار چند هزار ساله رقص در آذربایجان. رقصی که پیوندی عمیق با دگرگونی های مادی و معنوی مردم دارد و بازتاب قاطع خصوصیات ملی اوست.

در حفاری های اخیر در اراضی "قوبوستان" کنار دریای خزر، تخته سنگ هایی بدست آمده است که رویشان پیکر عده ای در حال رقص (تقریباً شبیه رقص یاللی) حک شده است(1).

چگونگی حرکات رقص با اصطلاحات کلاسیک بیان می شود که در مورد مزبور دستها با حرکات "port-de-bras" در وضعیت چهارم و پاها در وضعیت دوم "en-de- hors" به حالت کشیده دیده می شود که این "positio" (وضعیت) هنوز هم در رقص آذربایجانی جزئی ناگسستنی به شمار می رود. این برخورد علمی با قضیه، پیوند عمیقی میان انواع مختلف رقص ایجاد می کند دلیلی است قطعی بر وجود وجوه اشتراک آنان و تبعیت متناسب رقص از کلام و موسیقی.

همچنین عبارات (دئییب- اویناماق) و (چالیب- چاغیرماق) دلیل دیگری بر این مدعاست. و هنوز هم بسیاری از نوازندگان، وقتی رقص حالت "سوزمه" به خود می گیرد، در قطعات خود آهنگ را بصورت "ostinato" (لجوجانه) پی می گیرند، تا میان صدای خواننده و ریتم رقص هماهنگی ایجاد گردد.

همچنین از دیرباز، تماشاگران با کف زدن و ایجاد ضربات تمپیک، هنرمند را همراهی می نمایند، در رقص آذربایجان سه اپیزود مشخص وجود دارد:

1- بخشی که در آن، هنرمند طول و عرض مجلس را با سرعتی بسیار می پیماید.

2- بخش لیریک (تغزلی) که پاها تقریباً بی حرکت بوده، شکم و سینه حرکات ملایم و لطیفی انجام می دهند.

3- دوباره رقص حالت شور و خروش به خود می گیرد و طول و عرض مجلس با سرعتی یکنواخت پیموده می گردد(2).

در تابستان 1936 از سوی فیلارمونیای آذربایجان هیأتی به قصد گردآوری رقص های بومی و فولکلوریک آذربایجان به نقاط مختلف اعزام شدند که معلوماتی بسیار ارزنده از یک کشاورز اهل "قازاخ" کسب نمودند. "صمد کیشی" اظهار می دارد که رقص های مردانه آذربایجانی اکثراً از جنگ ها و شجاعت ها و شهامت های مردان این دیار برگرفته شده اند و در عین حال هنر و ظرافت به کار رفته در آنها بیننده را به شدت مجذوب خود می کند.

در حالیکه جهش های تند و پرش مانند برخلاف رقص مردانه در رقص های بانوان وجود آنچنانی ندارد. در رقص بانوان به نام "چیله مه"، حرکات هنرمند، چنان است که گویی در میان لاله و گل راه می رود، با دست های خویش روی آنها آب می چلاند و سپس دستهایش را چون بال پرندگان باز کرده، و همچون پرنده اوج می گیرد و به رقص "سوزمه" وارد می شود و دوباره با حرکتی دایره ای بخش "چیله مه" را اجرا می کند.

طبیعت و نقش و نگارش در رقص فولکوریک آذربایجان سهم به سزایی داراست و چنین است که برخی رقص ها نام گل به خود گرفته اند.

مثلاً "قیزیل گول اویونی" (رقص گل سرخ)، "لاله اویونی" (رقص لاله)، "نیلوفر اویونی" (رقص نیلوفر)، "بنوشه اویونی" (رقص بنفشه) و ...

نام شهرهایی چون دربند، تفلیس، عشق آباد، عسگرانی، قارس و انزلی نیز به رقص ها نهاده شده است. همچنین برخی از آنها با ارقام ریاضی مشخص گشته اند: "آلتی نومره اویونی"، "یوزبیر اویونی" و ...

در رقص های ریتمیک نیز، "ایکی، دورد اویونی" (رقص 4/2) و "اوچ، دورد اویونی" (رقص 4/3) و "آلتی، سگگیز اویونی" (رقص 8/6) و "آلتی، اون آلتی اویونی" (رقص 16/6 یا لزگی) به چشم می خورند.

رویدادهای تاریخی و اجتماعی و شرایط و موقعیت های خاص نیز در رقص مردم آذربایجان مؤثر بوده اند.

 چنانکه پس از به کار افتادن راه آهن در اروپا، وقتی برای اولین مرتبه در آسیا، خط آهن محدودی بین شهرهای آذربایجان شوروی سابق کشیده شد، رِنگ و اغزالی (آهنگ بسیار زیبای "راه آهن") ساخته شد.

  امیدوارم مردم آذربایجان، علی الخصوص جوانان این دیار با مدنظر داشتن تاریخ چند هزار ساله رقص در این مرز و بوم و با عنایت به رسوخ مظاهر فرهنگ آذربایجان در جای جای این رقص قومی، در حفظ و زنده نگهداشتن فولکور و فرهنگ خویش بکوشند و در عمل به این وظیفه تاریخی کوتاهی ننمایند.

"انشاءالله"

پانویس ها:

1- رجوع کنید به آذربایجان تاریخی- ج 1، ص 32، آذربایجان س- س- ر- ای- آ نشریاتی باکی 1958

2- آذربایجان خالق رقص لری- قمر الماس زاده، ا- ای. د. کاقالتیسیکایا، ب. آ. محمد اوف، آ. پ. آکوپوف- نشریات همبستگی- باکو 1959، ص


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دنیز قیزی  | 

 

  آشیق شاکیر

ائندیرمک اوچون ساق کلیک ائدیب و save as target  دوکمه‌سین باسین (کلیک راست کرده و save as target بزنید)

برای دانلود کامل آهنگها حتما از نرم افزار مدیریت دانلود استفاده کنید

آشیق شاکیر

1-     کندیمیز 8 مگابایت

2-     مارال 9 مگابایت

3-     تئللی سازیم 6 مگابایت

4-     قالخوز تارلاسی 10 مگابابت

5-     نه باغ بیلدی نه باغبان 5 مگابایت

6-      شیروان شیکسته‌سی- 7 مگابایت

7-     دویمه کرم 8 مگابایت

8-     باکی 6 مگابابت

9-     نرگیز 8 مگابابت

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دنیز قیزی  |